کاش از قلبم به قلبش راه داشت
کاش زهرا(س) هم زیارتگاه داشت
ای مهربان که نام تو را یار گفته اند
چشم تو را فروغ شب تار گفته اند
از دست های مهر تو اعجاز چیده اند
از کام های سبز تو بسیار گفته اند
ما با در و دریچه و روزن غریبه ایم
با ما سخن همیشه ز دیوار گفته اند
واکن ز نور دریچه ای روبه روی ما
کز ابر های تیره به تکرار گفته اند
بر خیز و پرده برکش از آن نور تا که ما
باور کنیم آنچه زدیدار گفته اند
الهام مهین

معاشران گره از زلف یار باز کنید
شبی خوش است بدین قصه اش دراز کنید
حضور خلوت انس است و دوستان جمعند
و ان یکاد بخوانید و در فراز کنید
رباب و چنگ به بانگ بلند می گویند
که گوش هوش به پیغام اهل راز کنید
به جان دوست که غم پرده بر شما ندرد
گر اعتماد بر الطاف کارساز کنید
میان عاشق و معشوق فرق بسیار است
چو یار ناز نماید شما نیاز کنید
نخست موعظه ی پیر صحبت این حرف است
که از مصاحب نا جنس احتراز کنید
هر آن کسی که در این حلقه نیست زنده به عشق
برو نمرده به فتوی من نماز کنید
وگر طلب کند انعامی از شما حافظ
حواله اش به لب یار دلنواز کنید
حافظ



