
رازقی
- پرپر شد ،
باغ
- در چله نشست .
تو
- به خاک افتادی
کمر عشق
- شکست
ما
- نشستیم و
- تماشا کردیم .
بر گرفته از وب سایت رسمی ایرج جنتی عطائی
نوشته شده در جمعه بیست و نهم آذر 1387  توسط مصطفی
|

گفتی غزل بگو! چه بگویم ؟ مجال کو؟
شیرین من برای غزل شور و حال کو؟
پر میزند دلم به هوای غزل ، ولی
گیرم هوای پر زدنم هست ، بال کو؟
گیرم به فال نیک بگیرم بهار را
چشم و دلی برای تماشا و فال کو؟
تقویم چار فصل دلم را ورق زدم
آن برگ های سبز سرآغاز سال کو؟
رفتیم و پرسش دل ما بی جواب ماند
حال سوال و حوصله ی قیل و قال کو؟
"قیصر امین پور"
نوشته شده در جمعه پانزدهم آذر 1387  توسط مصطفی
|




