مبعث مبارک

به یادت اشک می ریزم
به یادت اشک میریزم ، تو اما بر نمی گردی
ندونستی که میخوامت ، ندونستی و بد کردی
به یادت اشک میریزم ، که عشقت مونده تو سینه
هنوزم عاشقت هستم ، ولی چشمات نمی بینه
من معصوم خوش باور ، تو رو عاشق میدونستم
میخواستم بکنم ازتو ، نتونستم ، نتونستم
به سم عشق تو افسوس ، شده عاقشته خون من
که زخم تو فرو رفته ، به مغز استخون من
تو فهمیدی که دیوونم ، تو دیدی جون برات میدم
تا اون شب اون شب آخر ، تورو با اون یکی دیدم
دکتر شاهکار بینش پژوه
نوشته شده در جمعه چهارم مرداد 1387  توسط مصطفی
|




